شونزده شهریور

خرید بک لینک
خب منتظر بودم لپ تاپ برسه دستم که امروزُ ثبت کنم.میدونی من از تو جمع و بین آدما بودن بدم میاد.ولی واقعا خوشم میاد مثلا بشینم تو ایستگاه مترو و ساعتها فقط به آدما نگاه کنم و بهشون فک کنم.یا اینکه فقط چندساعت بدون حرف زدن باهاشون نگاشون کنم و داستاناشونُ حدس بزنم.به علاوه اینکه از تنها بیرون بودن هم خوشم میاد.ینی فک کنم بیشتر از اینکه از دوتایی و سه تایی و هرچندتایی بیرون رفتن خوشم بیاد تنها بودنُ دوست دارم.چون خودمم.و خب ..بی صبرانه منتظر هفته ی بعدم که ببینم میتونم یه دوتایی با سمای واقعی بسازم یا نه.خب نتیجه ی همه اینا میشه اینکه امروز آخرین جلسه ی زبان بود.آخرین جلسه رو اگه غیبت کنی نیاز نیست جلسه بعد مامانت زنگ بزنه موجه کنه چون جلسه بعدی نیست.و خب من از دوهفته پیش اینطورا فکر پیچوندن کلاس و بیرون رفتن تنهایی بودم.نقشه هامم اوکی بود همش.ولی خب بازم ریسک بزرگی بود چون اگه مامانم میفهمید مثلن،دیگه نمیذاشت بیرون برم.خب.دو سه دقیقه زودتر از رسیدن سرویس سر کوچه رفتم پایین و تاکسی سوار شدم تا سر کولا و مترو.اولین حس فوق العاده ی امروز:)یه بیلبورد گنده که تبلیغ آرایشگاهی بود به نامِ (سما).با اینکه سمای رو بیلبورد عربی بود و همزه داشت ولی خوشحال شدم از دیدن اسمم.تصمیم گرفتم برم لمیز.و لازم بذکره واقعا از ایستگاه ولیعصر بدم میاد که باید دور دنیا رو بگردی تا یه راه برا رسیدن به خیابون و رفتن به اون خیابون پیدا کنی:|رفتم لمیز.خبری از وحید باریستایی که دفعه پیش خیلی مهربون برخورد کرد و روش کراش پیدا کردم نبود ولی اون دختر مو چتری خوشگله بود.یه موکای سرد متوسط سفارش دادم که کاش کوچیک سفارش داده بودم چون زیادی بزرگ بود و نصفشو ریختم سطل آشغال:/از لمیز ولیعصر خوشم میاد.واقعا قشنگ و جذابه.البته خب تنها کافه ی خفنیه که رفتم:)نشستم رو صندلی عی که رو به خیابونه و بازم دیدن آدما و فک کردن بهشون.صبح جذابی بود با یه سری آهنگ خارجی که تو کافه پخش میشد و دوتاشُ بلد بودم.بعدش رفتم نگارستان.عکسا خوب نشد ولی باعث شد حس بهتری داشتم.اون پیرزنه که ازم پول خواست و منی که ده تومنمو گم کرده بودم و پنج تومنم برا برگشتن لازم داشتم.برگشتنی عم کراسان شکلاتی خریدم از مترو با هایپ و باز یادم رفت از بیلبورد سما عکس بگیرم.و بخاطر اینکه هنو با مامان قهر بودم خونه عمه رفتم و تنها موندم.و الهام اومد لاک سفیدمو گرفت و با الهه کلی ویس دادیم و بد شد که بازی مساوی شد.

ساچ عه گود دی.

#آسمان من...

ما را در سایت #آسمان من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 163 تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 17:24

صفحه بندی