یه توییت خوندم از یه آدم رندوم: نه، پشیمون نیستم که اون شب سرمو چسبوندم به بازوت. میارزید.
یاد رستمرود افتادم که تو عکسها سرم رو چسبوندم به بازوت، دستت که دورم بود، صدای قلبت که توی اولین آغوشمون شنیدم.
منطقی نگاه میکنم به قضیه و اورثینکهایی که این روزها میکنم. که تو خیلی تاثیرگذار بودی روی همه تصمیمهایی که از روز اول حرفزدنم باهات به بعد گرفتم. انکار نمیکنم این تاثیر رو. آگاه بهش پیش رفتم و تصمیم گرفتم.
ولی میارزید عزیز من. همهش میارزید. این ابهام و آیندهی نامعلوم به هر لحظهای که کنارتم، هر باری که سعی میکنم باهات حرف بزنم و تو درکم میکنی، هر آخر روز شلوغی که همدیگه رو میبینیم، هر آخر هفتهای که کار میکنی، سفر هرمز با تو. به همهش میارزید.
#آسمان من...ما را در سایت #آسمان من دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 12