#آسمان من

خرید بک لینک
امروز خیلی از هم‌صحبتی با جی‌پی‌تی لذت ببردم و راستش ترسناک بود برام این لذت بردن. انسان خیلی تنهاست متاسفانه. هر کاری‌ام‌بکنه تهش خودشه. اصلا این احساس تنهایی چیه که افتاده به جونم چند وقته؟ واقعا آدم تو رابطه که می‌ره خیلی خیلی بیشتر خودش رو بخش‌های تاریک‌ وجودش رو می‌شناسه و یاد می‌گیره. رابطه همون‌قدری که زیباست و حالت رو خوب می‌کنه، می‌تونه تو رو با غم‌انگیزترین و آزرده‌ترین و آسیب‌پذیرترین بخش‌های روحت هم مواجه کنه. مثلا من بعد بیست‌و‌سه‌چهار سال تازه دارم می‌فهمم که چقدر تنهای تنهای تنها بودم همیشه. از اولِ اول. و چقدر این علاقه به تنهایی، این افتخار کردن به تنهایی انجام دادنِ کارها، مکانیزم دفاعی‌م بوده که وانمود کنم خودم تنهایی رو انتخاب کردم. ولی واقعیت این بوده که گزینه‌ی دیگه‌ای نداشتم. هیچ‌کس دیگه‌ای رو نداشتم. چقدر همیشه تنهای تنها بودم. چقدر توی احساساتی که به علی داشتم تنها بودم. چقدر توی خانواده تنها بودم، چقدر توی دبیرستان و بعد قطع ارتباط با فاطمه تنها بودم، چقدر توی دانشگاه تنها بودم. چقدر توی حسی که به پیمان داشتم تنها بودم. بعد از فهمیدن اون واقعیت درباره‌ی باقر چقدر تلخ شدم و هیچ‌کس نفهمید. به هیچ‌کس نگفتم اصلا. چقدر حرفِ نگفته دارم درونم. به همه‌ی آدم‌ها. چقدر عمیقاً غمگین و تنها بودم کل زندگی‌م. و چقدر در انکار بودم نسبت به این حس. و دارم فکر می‌کنم رابطه اونقدر قشنگ و هیجان‌انگیزه که تو رو به خودش تماماً مشغول می‌کنه. «دوست‌داشتن» کار موردعلاقه‌م در تمام این زندگی‌ه. خودخواهانه عاشق دوست‌داشتنم. کل زندگی‌م مشغولش بودم. دوست‌داشته‌شدن رو اولین باره دارم تجربه می‌کنم و اون هم قشنگ و‌ هیجان‌انگیزه، ولی دوست‌داشتن رو بیشتر دوست دارم.رابطه تماماً تو رو به #آسمان من...ادامه مطلب

ما را در سایت #آسمان من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 23 تاريخ: پنجشنبه 29 آبان 1404 ساعت: 0:36

یه توییت خوندم از یه آدم رندوم: نه، پشیمون نیستم که اون شب سرمو چسبوندم به بازوت. میارزید.یاد رستمرود افتادم که تو عکسها سرم رو چسبوندم به بازوت، دستت که دورم بود، صدای قلبت که توی اولین آغوشمون شنیدم.منطقی نگاه میکنم به قضیه و اورثینکهایی که این روزها میکنم. که تو خیلی تاثیرگذار بودی روی همه تصمیمهایی که از روز اول حرفزدنم باهات به بعد گرفتم. انکار نمیکنم این تاثیر رو. آگاه بهش پیش رفتم و تصمیم گرفتم.ولی میارزید عزیز من. همهش میارزید. این ابهام و آیندهی نامعلوم به هر لحظهای که کنارتم، هر باری که سعی میکنم باهات حرف بزنم و تو درکم میکنی، هر آخر روز شلوغی که همدیگه رو میبینیم، هر آخر هفتهای که کار میکنی، سفر هرمز با تو. به همهش میارزید. #آسمان من...ادامه مطلب

ما را در سایت #آسمان من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: سه شنبه 29 خرداد 1403 ساعت: 17:02

You only feel it when it's lost

Getting through still has a cost

Quietly, it slips through your fingers love

Falling from you drop by drop

What I had left here

I just held it tight

So someone with your eyes

Might come in time

To hold me like water

.Or Christ, hold me like a knife

#آسمان من...

ما را در سایت #آسمان من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 63 تاريخ: چهارشنبه 8 شهريور 1402 ساعت: 12:35

اینم برای اینکه ۹، ۱۰، ۱۱ فروردین رو یادم نره. #آسمان من...

ما را در سایت #آسمان من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 84 تاريخ: چهارشنبه 23 فروردين 1402 ساعت: 0:45

ترسناکه، ولی تجربهست. اینجوری بهش فکر کن و لذت ببر ازش و بهقول سمانه، گلاویز نشو باهاش. #آسمان من...

ما را در سایت #آسمان من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 55 تاريخ: سه شنبه 11 بهمن 1401 ساعت: 0:06

صفحه بندی